آهی می گوید: پدر من یک دکتر موفق بود اما مرا برای تحصیل به یک معبد بودایی فرستاد در ابتدا همه چیز خوب بود اما بعد از مدتی ناامیدی به سراغم آمد و مرا به تاریکترین نقطه زندگی ام هدایت کرد من به مطالعه جادوی سیاه پرداخته و متخصص جادوگری و احضار ارواح شدم که این مرا خادم 3366 خدا می گرداند.
وقتی که عده ای از مسیونرهای آمریکایی به شهر محل زندگی من آمده بودند شاگردانم به من گفتند : ما باید از حضور آن ها در این منطقه جلوگیری کنیم وگرنه ممکن است بسیاری از مشتریان خود را از دست بدهیم من که برای جنگ با مسیونرها رفته بودم و دیدم آنها در جلسات خود به پرستش با سرودها ، رقص و پایکوبی برای خداوند می پردازند و سادگی پیغام انجیل مرا جذب مسیح کرد.
همان روز هزاران خدای زندگی ام را کنار گذاشته و مسیح را به عنوان تنهای خداوند زندگی ام پذیرفتم حالا من یک مسیونر در کشورهای همسایه ویتنام هستم و آرزوی من این است که تمام بوداییان از مذهب خود دست کشیده به سمت مسیح بیایند.


















